على محمدى خراسانى

364

شرح رسائل (فارسى)

تسترى در آخر كلامش گفت [ كه اجماع منقول در قليلى از مسائل و براى قليلى از علماء ارزش دارد ] فايده‌اى مهم و معتد به نيست بلكه وجودش كالعدم است زيرا مكرّر گفتيم : اجماعات منقوله در كتب اگرچه ظهور دارند در اتفاق الكل فى عصر واحد و بلكه بعضىها ظهور دارند در اتفاق الكل فى الاعصار و الامصار و لكن عقل اجازه نمىدهد كه ما همين ظهور را اراده كنيم بلكه قدر متيقن از اين اجماعات ، اتفاق المعروفين و به عبارت ديگر اتفاق همهء ارباب كتب فتوائيه است و مكرّر گفتيم كه اتفاق المعروفين عادتا و عرفا مستلزم قول معصوم ( ع ) نيست بخصوص اگر اتفاق معروفين يك عصر باشد نه همهء اعصار و بخصوص اگر معروفين ساير اعصار با اين عصر مخالف باشند كه در اين صورت هرگز ملازمهء عاديه نخواهد بود آرى اتفاقا و تصادفا ممكن است براى كسى روى حسن ظن و يا جهات ديگر از اتفاق المعروفين حدس قطعى بقول امام حاصل شود ولى اين اتفاق است كه گاهى هست گاهى هم نيست و ارزشى ندارد . نه تنها اتفاق المعروفين كاشف قطعى از رأى امام ( ع ) نيست بلكه كاشف از يك دليل معتبر ظنى [ كه لو وصل الينا لعملنا به ] نيز نيست چون شايد معروفين اعصار به دلائلى تمسك نموده‌اند كه اگر بدست ما مىرسيد به آنها اعتماد نمىكرديم مثال : معروف بود ميان قدماء از اصحاب تا زمان علامه كه ماء البئر قليل ينفعل بالملاقاة حال از كجا و به كدام دليل چنين فتوائى مىدادند ؟ شايد فتواى بعضىها بر اساس اين بوده كه اخبار نجاست را ديده ولى از اخبار طهارت كه معارضند اطلاعى نداشته‌اند لذا چنين فتوائى داده و امّا بعض ديگر شايد به اخبار معارض هم مطلع شده بودند مع‌ذلك بدانها عمل نكرده‌اند كه خود اين علل فراوانى دارد : 1 - شايد به نزد بعضىها